تفکر انتقادی و نقش داستان در پرورش آن )با رویکرد تربیت دینی کودکان(

نویسندگان

چکیده

فرایند تربیت و پرورش دینی کودکان نیازمند بهره گیری از ابزار متناسب با سطح رشد فکری و ذهنی کودکان می باشد. مهم ترین ابزار تأثیرگذار در این دوران، قصه و داستان است که نقش بی بدیلی را در پرورش و رشد فضایل اخلاقی و دینی کودکان ایفا می کند. با توجه به رویکردهای نوین تربیتی نیاز است تا با بهره گیری از داستان ها، قوه تفکر انتقادی، مفهوم سازی و استدلال کردن کودکان را از طریق ایجاد حس پرسش گری تقویت و بارور کرد. سؤال اصلی در این پژوهش این است که چگونه می توان از بن مایه های رویکرد تفکر انتقادی در تدوین داستان و قصه، بهره جست و آنها را در پرورش دینی کودکان استفاده کرد؟ روش مطالعه و تحقیق در این مقاله، کتابخانه ای و بررسی اسناد است.
چنانچه داستان متناسب با سطح رشد فکری و ذهنی کودکان و با در نظر گرفتن رویکرد تفکر انتقادی تنظیم شود، م یتوان امیدوار بود در بزرگسالی نوع نگرش آنها به زندگی، نگرشی مبتنی بر بنیا نهای استوار فکری، منطقی و خرد دینی باشد. تفکر انتقادی به مثابة ابزاری است که فرد را در اتخاذ تصمیم، صدور حکم و انجام هر عملی خودْپایش ساخته و تا حد ممکن فکر و عمل فرد را مطابق با اصولی م یکند که در دوران کودکی آموخته، سنجیده، آزموده و از درستی و کارآمدی آن اطمینان حاصل کرده است. محور یترین ابزار این شیوة آموزش، استفاده از داستان برای انتقال مفاهیم و ایجاد حس پرس شگری در کودک است. با توجه به تأثیر عمیق داستا نها و قص هها در سنین طفولیت بر ذهن و نوع نگرش کودکان، غن یسازی داستا نهای تربیتی از طریق رویکرد پرورش تفکر انتقادی، مه مترین مبحث حوزة تعلیم و تربیت جدید است.

کلیدواژه‌ها